على رفيعى

30

تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)

از ملامت هيچ ملامت كننده‌اى بيم نداشتند . تو آنان را پس از آنكه امان دادى به ناروا كشتى . آيا تو نبودى كه « عَمروبْنِ حَمِقْ » صحابى رسول خدا ( ص ) را كشتى ؟ همان بندهء نيكوكارى كه رنج عبادت ، تنش را فرسوده و لاغر ، و چهره‌اش را زرد كرده بود . تو به او امان دادى و با او پيمانى بستى كه اگر آن امان را به پرنده‌اى مىدادى از سر كوه ( با اطمينان كامل و آرامش خاطر ) فرود مىآمد ؛ ولى تو بر پروردگارت جرى شدى و پيمانت را سبك شمردى و او را به قتل رساندى . . . آيا تو نبودى كه ماجراى « حَضْرَمِيان » را به وجود آوردى ؛ همانهايى كه « زِيادِ بْنِ سُمَيَّه » درباره‌شان به تو نوشت كه : اينان پيرو دين على هستند . و تو به او نوشتى : هر كس كه بر دين على باشد او را بكش . او نيز تمام آنان را كشت و به فرمان تو آنان را پس از مرگ « مُثْلَه » « 1 » كرد ، و حال آنكه دين على ( ع ) همان دين پسر عمّش رسول خدا ( ص ) است كه براى بر افراشتن پرچم آن ، با تو و پدرت جنگ مىكرد و شمشير مىزد و درسايهء همان دين ، تو بر اين مسند كه اكنون در آن ( به ناحق ) قراردارى ، جاى گرفتى . . . » « 2 » زمينه سازى براى قيام مردم عراق بر اثر تحمّل جنگهاى متعدّد عملًا از جنگ خسته شده بودند و هر نوع برخورد نظامى با نظام حاكم را بى ثمر مىدانستند و در نتيجهء تبليغات سوء و فريبندهء معاويه ، دل به صلح و سازش باحكومت وى بسته بودند و آن را مشروع مىدانستند . يكى از مهم‌ترين اقدامات امام حسين ( ع ) در اين رابطه ، اين بود كه - چه در رابطه با صلح و پيمان شكنيهاى معاويه و چه در مورد موضوعات ديگر - واقعيّتها را صريح و بىپرده براى مردم بيان كرد و افكار آنان را براى درك اين واقعيّتهاى تلخ و قيام و مبارزه بر ضد آن در شرايط مناسب ، آماده ساخت . نامه‌هاى افشاگرانهء امام ( ع ) به « معاويه » ، سخنرانيهاى عمومى كه در موسم حج در حضور انبوه حاجيان ايراد مىكرد و بياناتى كه در جلسات خصوصى با ياران خود و بزرگان كوفه و مدينه داشت ، نمونه‌هايى از اين موضع امام ( ع ) مىباشد .

--> ( 1 ) - بريدن گوشها ، دماغ و ساير اعضاى بدن را مثله گويند . ( 2 ) - ر . ك . بحارالانوار ، ج 44 ، ص 212 - 213 و الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 180 - 181 نشر رضى قم .